دلم نوشت3
تمام کوچههای شهر، بن بست،
وتمام راهها بیراهه بود..
دل هم که زدیم به دریا خشکش زد..
ماندهام! دلم به بیابانی خوشست که سرابش توئی...
***
دلم را جوش دادند..
به دلشان چسبید!
روزگار غریبیست..
زخمیات میکنند! خوب که شکسته شدی آنقدر جوشت میدهند که دلچسبشان شوی..
***
بهانهام بی بهانه شد،
ابرها ابرو درهم کشیدند؛ و پای درخت بیکسی بغضشان فرو ریخت..
از کنار دل سرازیر شدند و صدای شٔر شٔر شان، کوچههای غریبی را مدهوش کرد،
تا به آنسوی سکوت، رسیدند..
جایی کنار همان گنبد کبود..
یکی بود.. یکی نبود..
شرمنده این روزا جز این تراوشات دلمون حرفی برای گفتن نداریم.
در پناه خدا..........یاعلی![]()
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 14:50 توسط
|
هنرمند کسی است که تمام زیبایی¬ها را آن چنان که هست توصیف کند و فرق است میان هنرمند و گزارشگر.