هر روز که خورشید طلوع می­کند دلم دنبال بهانه­های تازه است تا خودش باشد.

تجربه­های تلخ و شیرین، تکرار می­شوند..

و من هنوز

سرم پایین است- مثل قدیم­ها- فقط جلوی پایم را می­بینم..!

سرم پایین است..

نگاهم انگار کف­فرش خیابان را دنبال می­کند، ولی دلم جای دیگری است!

دلم دارد مرور می­کند خاطراتم را..

"چقدر سخت جانم!" این تنها جمله­ای­ست که بعد از لحظاتی به دنبال دارد، "آه­ام" را...

فعلا یاعلی